کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۶ - همه عالم خروش و جوش از آن است...

1

همه عالم خروش و جوش از آن است

که معشوقی چنین پیدا، نهان است

2

ز هر یک ذره خورشیدی مهیاست

ز هر یک قطره ای بحری روان است

3

اگر یک ذره را دل برشکافی

ببینی تا که اندر وی چه جان است

4

از آن اجسام پیوسته است درهم

که هر ذره به دیگر مهربان است

5

نه توحید است اینجا و نه تشبیه

نه کفر است و نه دین نه هر دوان است

6

اگر جمله بدانی هیچ دانی

که این جمله نشان از بی نشان است

7

دلی را کش از آنجا نیست قوتی

میان اهل دل دستار خوان است

8

دل عطار تا شد غرق این راه

همه پنهانیش عین عیان است

متن شعر کپی شد.