کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۷ - رهی کان ره نهان اندر نهان است...

1

رهی کان ره نهان اندر نهان است

چو پیدا شد عیان اندر عیان است

2

چه می گویم چه پیدا و چه پنهان

که این بالای پیدا و نهان است

3

چه می گویم چه بالا و چه پستی

که این بیرون ازین است و از آن است

4

چه می گویم چه بیرون چه درون است

که بیرون و درون گفت زبان است

5

چگویم آنچه هرگز کس نگفته است

چه دانم آنکه هرگز کس ندانست

6

گمانی چون برم چون کس نبرده است

نشانی چون دهم چون بی نشان است

7

مکن روباه بازی شیر مردا

خموشی پیشه کن کین ره عیان است

8

برو از پوست بیرون آی کین کار

نه کار توست کار مغز جان است

9

برو عطار و ترک این سخن گیر

که این را مستمع در لامکان است

متن شعر کپی شد.