کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۱ - عشق جمال جانان دریای آتشین است...

1

عشق جمال جانان دریای آتشین است

گر عاشقی بسوزی زیرا که راه این است

2

جایی که شمع رخشان ناگاه بر فروزند

پروانه چون نسوزد کش سوختن یقین است

3

گر سر عشق خواهی از کفر و دین گذر کن

کانجا که عشق آمد چه جای کفر و دین است

4

عاشق که در ره آید اندر مقام اول

چون سایه ای به خواری افتاده در زمین است

5

چون مدتی برآید سایه نماند اصلا

کز دور جایگاهی خورشید در کمین است

6

چندین هزار رهرو دعوی عشق کردند

برخاتم طریقت منصور چون نگین است

7

هرکس که در معنی زین بحر بازیابد

در ملک هر دو عالم جاوید نازنین است

8

کاری قوی است عالی کاندر ره طریقت

بر هر هزار سالی یک مرد راه بین است

9

تو مرد ره چه دانی زیرا که مرد ره را

اول قدم درین ره بر چرخ هفتمین است

10

عطار اندرین ره جایی فتاد کانجا

برتر ز جسم و جان است بیرون ز مهر و کین است

متن شعر کپی شد.