کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۷ - شادی به روزگار شناسندگان مست...

1

شادی به روزگار شناسندگان مست

جانها فدای مرتبه نیستان هست

2

از ناز برکشیده کله گوشه بلی

در گوش کرده حلقه معشوقه الست

3

گاهی ز فخر تاج سر عالمی بلند

گاهی ز فقر خاک ره این جهان پست

4

دستار عقلشان کف طرار عشق برد

بازار توبه شان شکن زلف لا شکست

5

برخاستند از سر اسرار هر دو کون

چون شاه عشق در دل ایشان فرو نشست

6

زنجیر در میان و نمد دربرند از آنک

مردی که راه فقر به سر برد حیدر است

7

آنجا که پای جای ندارد فشرده پای

وانجا که دست جای ندارد فشانده دست

8

در قعر بحر نور فرو خورده غوطها

وز شوق ذوق ملک عدم نیستی به هست

9

عطار جام دولت ایشان به کف گرفت

جاوید از آن شراب معطر بماند مست

متن شعر کپی شد.