کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۹ - از تو کارم همچو زر بایست نیست...

1

از تو کارم همچو زر بایست نیست

وز وصال تو خبر بایست نیست

2

تا کی آخر از فراقت کار من

با وصالت به بتر بایست نیست

3

تا بگریم در فراقت زار زار

عالمی خون جگر بایست نیست

4

چون بدادم دل به تو بر یک نظر

در منت به زین نظر بایست نیست

5

چون شکر داری بسی با عاشقان

یک سخن همچون شکر بایست نیست

6

من ز سر تا پای فقر و فاقه ام

من تو را خود هیچ در بایست نیست

7

چون درآیی از درم بهر نثار

عالمی پر گنج زر بایست نیست

8

چون بدیدم دلشده عطار را

بر کف پای تو سر بایست نیست

متن شعر کپی شد.