کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۵ - درد دل من از حد و اندازه درگذشت...

1

درد دل من از حد و اندازه درگذشت

از بس که اشک ریختم آبم ز سر گذشت

2

پایم ز دست واقعه در قیر غم گرفت

کارم ز جور حادثه از دست درگذشت

3

بر روی من چو بر جگر من نماند آب

بس سیل های خون که ز خون جگر گذشت

4

هر شب ز جور چرخ بلایی دگر رسید

هر دم ز روز عمر به دردی دگر گذشت

5

خواب و خورم نماند و گر قصه گویمت

زان غصه ها که بر من بی خواب و خور گذشت

6

اشکم به قعر سینه ماهی فرو رسید

آهم از روی آینه ماه درگذشت

7

در بر گرفت جان مرا تیر غم چنانک

پیکان به جان رسید وز جان تا به بر گذشت

8

بر جان من که رنج و بلایی ندیده بود

چندین بلا و رنج ز دردم بدر گذشت

9

بر عمر من اجل چو سحرگاه شام خورد

زان شام آفتاب من اندر سحر گذشت

10

عطار چون که سایه عزت بر او نماند

چون سایه ای ز خواری خود در به در گذشت

متن شعر کپی شد.