کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۱ - دل کمال از لعل میگون تو یافت...

1

دل کمال از لعل میگون تو یافت

جان حیات از نطق موزون تو یافت

2

گر ز چشمت خسته ای آمد به تیر

زنده شد چون در مکنون تو یافت

3

تا فسونت کرد چشم ساحرت

جامه پر کژدم ز افسون تو یافت

4

سخت تر از سنگ نتوان آمدن

لعل بین یعنی دلش خون تو یافت

5

تا فشاندی زلف و بگشادی دهن

عقل خود را مست و مجنون تو یافت

6

ملک کسری در سر زلف تو دید

جام جم در لعل گلگون تو یافت

7

قاف تا قاف جهان یکسر بگشت

کاف کفر از زلف چون نون تو یافت

8

جمله را صدباره فی الجمله بدید

هیچش آمد هرچه بیرون تو یافت

9

تا دل عطار عالم کم گرفت

رونق از حسن در افزون تو یافت

متن شعر کپی شد.