کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۹ - دل ز هوای تو یک زمان نشکیبد...

1

دل ز هوای تو یک زمان نشکیبد

دل چه بود عقل و وهم جان نشکیبد

2

هر که دلی دارد و نشان تو یابد

از طلب چون تو دلستان نشکیبد

3

گرچه جهان را بسی کس است شکیبا

هیچ کسی از تو در جهان نشکیبد

4

ذره سودای تو که سود جهان است

سود دل آن است کز زیان نشکیبد

5

گرچه زبان را مجال یاد تو نبود

یک نفس از یاد تو زبان نشکیبد

6

چون نشکیبد ز آب ماهی بی آب

دیده ز ماه تو همچنان نشکیبد

7

مردم آبی چشم از آتش عشقت

بی رخت از آب یک زمان نشکیبد

8

گرچه بنالم ولی نه آن ز تو نالم

ناله کنم زانکه ناتوان نشکیبد

9

چون نرسد دست من به جز به فغانی

نیست عجب گر ز دل فغان نشکیبد

10

می نشکیبد دمی ز کوی تو عطار

بلبل گویا ز بوستان نشکیبد

متن شعر کپی شد.