کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۵ - لب تو مردمی دیده دارد...

1

لب تو مردمی دیده دارد

ولی زلف تو سر گردیده دارد

2

که داند تا سر زلف تو در چین

چه زنگی بچه ناگردیده دارد

3

چو حسنت می نگنجد در جهانی

به جانم چون رهی دزدیده دارد

4

چو مژه بر سر چشمت نشاند

سر یک مژه هر کو دیده دارد

5

وصال تو مگر در چین زلف است

که چندین پرده دریده دارد

6

کنون هر کو به جان وصل تو می جست

اگر دارد طمع بریده دارد

7

از آن شوریده ام از پسته تو

که شور او بسی شوریده دارد

8

خیال روی تو استاد در قلب

ز بهر کین زره پوشیده دارد

9

اگر آهنگ خون ریزی ندارد

چرا چندین به خون غلطیده دارد

10

فرید از تو دلی دارد چو بحری

که بحری خون چنین جوشیده دارد

متن شعر کپی شد.