کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۱ - آتش عشق آب کارم برد...

1

آتش عشق آب کارم برد

هوس روی او قرارم برد

2

روزگاری به بوی او بودم

روی ننمود و روزگارم برد

3

عشق تا در میان کشید مرا

از بد و نیک برکنارم برد

4

مست بودم که عشق کیسه شکاف

نیم شب نقد اختیارم برد

5

دردییی بر کفم نهاد به زور

سوی بازار دردخوارم برد

6

چون دلم مست شد ز دردی او

همچنان مست زیر دارم برد

7

من ز من دور مانده در پی دل

بار دیگر به کوی یارم برد

8

نعره برداشتم به بوی وصال

آتش غیرت آب کارم برد

9

چون بماندم به هجر روزی چند

باز در بند انتظارم برد

10

چون ز هستی مرا خمار گرفت

نیستی آمد و خمارم برد

11

چون شدم نیست پیش آن خورشید

همچو عطار ذره وارم برد

متن شعر کپی شد.