کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۷ - دل به سودای تو جان در بازد...

1

دل به سودای تو جان در بازد

جان برای تو جهان در بازد

2

دل چو عشق تو درآید به میان

هرچه دارد به میان در بازد

3

ور بگوید که که را دارد دوست

سر به دعوی زبان در بازد

4

هر که در کوی تو آید به قمار

دل برافشاند و جان در بازد

5

هر که یک جرعه می عشق تو خورد

جان و دل نعره زنان در بازد

6

جمله نیک و بد از سر بنهد

همه نام و نشان در بازد

7

هیچ چیزش به نگیرد دامن

گر همه سود و زیان در بازد

8

جان عطار درین وادی عشق

هر چه کون است و مکان در بازد

متن شعر کپی شد.