کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۱ - از سر زلف دلکشت بوی به ما نمی رسد...

1

از سر زلف دلکشت بوی به ما نمی رسد

بوی کجا به ما رسد چون به صبا نمی رسد

2

روز به شب نمی رسد تا ز خیال زلف تو

بر دل من ز چارسو خیل بلا نمی رسد

3

بوک دعای من شبی در سر زلف تو رسد

چون من دلشکسته را بیش دعا نمی رسد

4

می رسد از دو جزع تو تیر بلا به جان من

گرچه صواب نیست آن هیچ خطا نمی رسد

5

در عجبم که دست تو چون به همه جهان رسد

چیست سبب که یک نفس سوی وفا نمی رسد

6

خاک توییم لاجرم در ره عشق تو ز ما

گرد برآمد و ز تو بوی به ما نمی رسد

7

رحم کن ای مرا چو جان بر دل آنکه در رهت

می نرهد ز درد تو وز تو دوا نمی رسد

8

گرچه فرید فرد شد در طلب وصال تو

وصل تو کی بدو رسد چون به سزا نمی رسد

متن شعر کپی شد.