کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۰۰ - عاشقانی کز نسیم دوست جان می پرورند...

1

عاشقانی کز نسیم دوست جان می پرورند

جمله وقت سوختن چون عود اندر مجمرند

2

فارغند از عالم و از کار عالم روز و شب

واله راهی شگرف و غرق بحری منکرند

3

هر که در عالم دویی می بیند آن از احولی است

زانکه ایشان در دو عالم جز یکی را ننگرند

4

گر صفتشان برگشاید پرده صورت ز روی

از ثری تا عرش اندر زیر گامی بسپرند

5

آنچه می جویند بیرون از دوعالم سالکان

خویش را یابند چون این پرده از هم بردرند

6

هر دو عالم تخت خود بینند از روی صفت

لاجرم در یک نفس از هر دو عالم بگذرند

7

از ره صورت ز عالم ذره ای باشند و بس

لیکن از راه صفت عالم به چیزی نشمرند

8

فوق ایشان است در صورت دو عالم در نظر

لیکن ایشان در صفت از هر دو عالم برترند

9

عالم صغری به صورت عالم کبری به اصل

اصغرند از صورت و از راه معنی اکبرند

10

جمله غواصند در دریای وحدت لاجرم

گرچه بسیارند لیکن در صفت یک گوهرند

11

روز و شب عطار را از بهر شرح راه عشق

هم به همت دل دهند و هم به دل جان پرورند

متن شعر کپی شد.