کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۱ - چو تاب در سر آن زلف دلستان فکند...

1

چو تاب در سر آن زلف دلستان فکند

هزار فتنه و آشوب در جهان فکند

2

چو شور پسته تو تلخیی کند به شکر

هزار شور و شغب در شکرستان فکند

3

چو خلق را به سر آستین به خود خواند

به غمزه شان بکشد خون برآستان فکند

4

چون جشن ساخت بتان را چو خاتمی شد ماه

که بو که خاتم مه نیز در میان فکند

5

به پیش خلق مرا دی بزد به زخم زبان

که تا به طنز مرا خلق در زبان فکند

6

بتا ز زلف تو زان خیره گشت روی زمین

که سایه بر سر خورشید آسمان فکند

7

اگر شبی برم آیی به جان تو که دلم

بر آتش تو به جای سپند جان فکند

8

دلم ببردی و عطار اگر ز پس آید

چنان بود که پس تیر در، کمان فکند

متن شعر کپی شد.