کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴۸ - زلف را چون به قصد تاب دهد...

1

زلف را چون به قصد تاب دهد

کفر را سر به مهر آب دهد

2

باز چون درکشد نقاب از روی

همه کفار را جواب دهد

3

چون درآید به جلوه ماه رخش

تاب در جان آفتاب دهد

4

تیر چشمش که کم خطا کرده است

مالش عاشقان صواب دهد

5

همه خامان بی حقیقت را

سر زلفش هزار تاب دهد

6

تشنگان را که خار هجر نهاد

لب گلرنگ او شراب دهد

7

غم او زان چنین قوی افتاد

که دلم دایمش کباب دهد

8

گاه شعرم بدو شکر ریزد

گاه چشمم بدو گلاب دهد

9

گر دلم می دهد غمش را جای

گنج را جایگه خراب دهد

10

دل به جان باز می نهد غم او

تا درین دردش انقلاب دهد

11

دل عطار چون ز دست بشد

چکند تن در اضطراب دهد

متن شعر کپی شد.