کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۷۵ - تا خطت آمد به شبرنگی پدید...

1

تا خطت آمد به شبرنگی پدید

فتنه شد از چند فرسنگی پدید

2

چون ز تنگت نیست رایج یک شکر

جان کجا آید ز دلتنگی پدید

3

پیش خورشید رخت چون ذره ای

عقل ناید از سبک سنگی پدید

4

در زمستان روی چون گل جلوه کن

تا کند بلبل خوش آهنگی پدید

5

خون من خوردست چشم شنگ تو

چشم تو تا کی کند شنگی پدید

6

بی تو عمری صبر کردم وین زمان

اسب صبرم می کند لنگی پدید

7

می کشم خواری رنگارنگ تو

آخر آید بو که یک رنگی پدید

8

طفلکی ام هندوی وصلت مکن

هجر را بر صورت زنگی پدید

9

گر شود عطار خاکت آفتاب

بر درش آید به سرهنگی پدید

متن شعر کپی شد.