کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۷۷ - هنگام صبوح آمد ای هم نفسان خیزید...

1

هنگام صبوح آمد ای هم نفسان خیزید

یاران موافق را از خواب برانگیزید

2

یاران همه مشتاقند در آرزوی یک دم

می در فکن ای ساقی از مست نپرهیزید

3

جامی که تهی گردد از خون دلم پر کن

وانگه می صافی را با درد میامیزید

4

چون روح حقیقی را افتاد می اندر سر

این نفس بهیمی را از دار در آویزید

5

خاکی که نصیب آمد از جور فلک ما را

آن خاک به چنگ آرید بر فرق فلک ریزید

6

یاران قدیم ما در موسم گل رفتند

خون جگر خود را از دیده فرو ریزید

7

عطار گریزان است از صحبت نا اهلان

گر عین عیان خواهید از خلق بپرهیزید

متن شعر کپی شد.