کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۹۸ - نیست مرا به هیچ رو، بی تو قرار ای پسر...

1

نیست مرا به هیچ رو، بی تو قرار ای پسر

بی تو به سر نمی شود، زین همه کار ای پسر

2

صبح دمید و گل شکفت، از پی عیش دم به دم

چنگ بساز ای صنم، باده بیار ای پسر

3

تا که ازین خمار غم، خون جگر بود مرا

هین بشکن ز خون خم، رنج خمار ای پسر

4

چند غم جهان خورم، چون نیم اهل این جهان

باده بیار تا کنم، زود گذار ای پسر

5

من چو به ترک نام و ننگ، از دل جان بگفته ام

چند به زهد خوانیم، دست بدار ای پسر

6

چون به شمار کس نیم، سر به هوا برآورم

تا نکنندم از جهان، هیچ شمار ای پسر

7

نیست مرا ز هیچکس، هیبت نیم جو ز من

هست مرا یکی شده، منبر و دار ای پسر

8

جان فرید از نفاق، ننگ به نام خلق شد

پس تو ز شرح حال خود، ننگ مدار ای پسر

متن شعر کپی شد.