کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۱۲ - جان ز مشک زلف دلم چون جگر مسوز...

1

جان ز مشک زلف دلم چون جگر مسوز

با من بساز و جانم ازین بیشتر مسوز

2

هر روز تا به شب چو ز عشق تو سوختم

هر شب چو شمع زار مرا تا سحر مسوز

3

مرغ توام به دست خودم دانه ای فرست

زین بیش در هوای خودم بال و پر مسوز

4

چون آرزوی وصل توام خشک و تر بسوخت

در آتش فراق، خودم خشک و تر مسوز

5

چون دل ببردی و جگر من بسوختی

با دل بساز و بیش ازینم جگر مسوز

6

یکبارگی چو می بنسوزی مرا تمام

هر روزم از فراق به نوعی دگر مسوز

7

جانم که زآرزوی لبت همچو شمع سوخت

چون عود بی مشاهده آن شکر مسوز

8

عطار را اگر نظری بر تو اوفتد

این نیست ور بود نظرش در بصر مسوز

متن شعر کپی شد.