کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۲۹ - چون دربسته است درج ناپدیدش...

1

چون دربسته است درج ناپدیدش

به یک بوسه توان کرد کلیدش

2

شکر دارد لبش هرگز نمیری

اگر یک ذره بتوانی چشیدش

3

ندید از خود سر یک موی بر جای

کسی کز دور و از نزدیک دیدش

4

مگر طراری بسیار می کرد

کمند طره اش زان سر بریدش

5

اگر نبود کمند طره او

که یارد سوی خود هرگز کشیدش

6

اگرچه او جهان بفروخت بر من

به صد جان جان پرخونم خریدش

7

ز جان بیزار شو در عشق جانان

اگر خواهی به جای جان گزیدش

8

دلم جایی رسید از عشق رویش

که کار از غم به جان خواهد رسیدش

9

اگر بر گویم ای عطار آن غم

کزو دل خورد نتوانی شنیدش

متن شعر کپی شد.