کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۴۰ - ای دل ز جفای یار مندیش...

1

ای دل ز جفای یار مندیش

در نه قدم و ز کار مندیش

2

جوینده در ز جان نترسد

گل می طلبی ز خار مندیش

3

با پنجه شیر پنجه می زن

از کام و دهان مار مندیش

4

مردانه به کوی یار درشو

از خنجر هر عیار مندیش

5

گر نیل وصال یار باید

از گفتن ننگ و عار مندیش

6

چون با تو بود عنایت یار

گر خصم بود هزار مندیش

7

چون یافته ای جمال او را

از گشتن سنگسار مندیش

8

منصور تویی بزن اناالحق

تسلیم شو و ز دار مندیش

9

عطار تویی چو ماه و خورشید

در تاب زهر غبار مندیش

متن شعر کپی شد.