کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۶۰ - صبح برانداخت نقاب ای غلام...

1

صبح برانداخت نقاب ای غلام

می ده و برخیز ز خواب ای غلام

2

همچو گلم بر سر آتش نشاند

شوق شراب چو گلاب ای غلام

3

بی نمکی چند کنی باده نوش

وز جگرم خواه کباب ای غلام

4

دور بگردان و شتابی بکن

چند کند عمر شتاب ای غلام

5

جان من سوخته دل را دمی

زنده کن از جام شراب ای غلام

6

آب حیات است می و من چو شمع

مرده دلم بی می ناب ای غلام

7

از قدح باده دلم زنده کن

تا برهد جان ز عذاب ای غلام

8

چون دل عطار ز تو تافته است

تافته را نیز متاب ای غلام

متن شعر کپی شد.