کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۸۵ - آنچه من در عشق جانان یافتم...

1

آنچه من در عشق جانان یافتم

کمترین چیزها جان یافتم

2

چون به پیدایی بدیدم روی دوست

صد هزاران راز پنهان یافتم

3

چون به مردم هم ز خویش و هم ز خلق

زندگی جان ز جانان یافتم

4

چون درافتادم به پندار بقا

در بقا خود را پریشان یافتم

5

چون فرو رفتم به دریای فنا

در فنا در فراوان یافتم

6

تا نپنداری که این دریای ژرف

نیست دشوار و من آسان یافتم

7

صد هزاران قطره خون از دل چکید

تا نشان قطره ای زآن یافتم

8

خود چه بحر است این که در عمری دراز

هرگزش نه سر نه پایان یافتم

9

شمع های عشق از سودای دوست

در دل عطار سوزان یافتم

متن شعر کپی شد.