کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۹۳ - منم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردم...

1

منم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردم

شدم بر بام بتخانه درین عالم ندا کردم

2

صلای کفر در دادم شما را ای مسلمانان

که من آن کهنه بت ها را دگر باره جلا کردم

3

از آن مادر که من زادم، دگر باره شدم جفتش

از آنم گبر می خوانند که با مادر زنا کردم

4

به بکری زادم از مادر از آن عیسیم می خوانند

که من این شیر مادر را دگر باره غذا کردم

5

اگر عطار مسکین را درین گبری بسوزانند

گوا باشید ای مردان که من خود را فنا کردم

متن شعر کپی شد.