کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۹۸ - ای عشق بی نشان ز تو من بی نشان شدم...

1

ای عشق بی نشان ز تو من بی نشان شدم

خون دلم بخوردی و در خورد جان شدم

2

چون کرم پیله، عشق تنیدم به خویش بر

چون پرده راست گشت من اندر میان شدم

3

دیگر که داندم چو من از خود برآمدم

دیگر که بیندم چو من از خود نهان شدم

4

چون در دل آمدم آنچه زبان لال گشت از آن

در خامشی و صبر چنین بی زبان شدم

5

مرده چگونه بر سر دریا فتد ز قعر

من در میان آتش عشقت چنان شدم

6

مرغی بدم ز عالم غیبی برآمده

عمری به سر بگشتم و با آشیان شدم

7

چون بر نتافت هر دو جهان بار جان من

بیرون ز هر دو در حرم جاودان شدم

8

عطار چند گویی ازین گفت توبه کن

نه توبه چون کنم که کنون کامران شدم

متن شعر کپی شد.