کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۰۴ - تا بر رخ تو نظر فکندم...

1

تا بر رخ تو نظر فکندم

بنیاد وجود برفکندم

2

مرغی بودم به دست سلطان

از دست تو بال و پر فکندم

3

هرچیز که داشتم تر و خشک

از اشک به آب در فکندم

4

دل سوخته بر بلا نهادم

جان شیفته برخطر فکندم

5

تا خاک در تو تاج کردم

بر خاک تو تاج در فکندم

6

تا ناوک غمزه تو دیدم

از ناوک تو سپر فکندم

7

خود را چو قلم ز عشق خطت

هر روز هزار سر فکندم

8

تا من سخن رخ تو گفتم

بس تاب که در قمر فکندم

9

تا من صفت لب تو کردم

بس سوز که در شکر فکندم

10

بی خوشه زلفت آتشی صعب

در خرمن خشک و تر فکندم

11

از حلقه آسمان قمر را

بی چهره تو به در فکندم

12

همتای تو در جهان ندیدم

چندان که همی نظر فکندم

13

با چهره و با سرشک عطار

عمری است که سیم و زر فکندم

متن شعر کپی شد.