کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۲۴ - نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم...

1

نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم

به کسم مکن حواله که به جز تو کس ندارم

2

منم و هزار حسرت که در آرزوی رویت

همه عمر من برفت و بنرفت هیچ کارم

3

اگر به دستگیری بپذیری اینت منت

واگر نه رستخیزی ز همه جهان برآرم

4

چه کمی درآید آخر به شرابخانه تو

اگر از شراب وصلت ببری ز سر خمارم

5

چو نیم سزای شادی ز خودم مدار بی غم

که درین چنین مقامی غم توست غمگسارم

6

ز غم تو همچو شمعم که چو شمع در غم تو

چو نفس زنم بسوزم چو بخندم اشکبارم

7

چو زکار شد زبانم بروم به پیش خلقی

غم تو به خون دیده همه بر رخم نگارم

8

ز توام من آنچه هستم که تو گرنه ای نیم من

که تویی که آفتابی و منم که ذره وارم

9

اگر از تو جان عطار اثر کمال یابد

منم آنکه از دو عالم به کمال اختیارم

متن شعر کپی شد.