کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۴۳ - دامن دل از تو در خون می کشم...

1

دامن دل از تو در خون می کشم

ننگری ای دوست تا چون می کشم

2

از رگ جان هر شبی در هجر تو

سوی چشم خونفشان خون می کشم

3

گرچه چون کاهی شدم از دست هجر

بار غم از کوه افزون می کشم

4

دور از روی تو هر دم بی تو من

محنت و رنج دگرگون می کشم

5

آن همه خود هیچ بود و درگذشت

درد و غم این است کاکنون می کشم

6

من که عطارم یقین می باشدم

کین بلا از دور گردون می کشم

متن شعر کپی شد.