کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۷۳ - بی رخت در جهان نظر چکنم...

1

بی رخت در جهان نظر چکنم

بی لبت عالمی شکر چکنم

2

رویت ای ترک اگر نخواهم دید

زحمت هندوی بصر چکنم

3

چون دریغ آیدم رخت به نظر

رخت آلوده نظر چکنم

4

دو جهان گرچه سخت با خطر است

من خطیری نیم خطر چکنم

5

چون سر موی تو به از دو جهان

از سر کوی تو گذر چکنم

6

گر عزیز است عمر مختصر است

من بدین عمر مختصر چکنم

7

همه عالم جمال و آواز است

چشم کور است و گوش کر چکنم

8

چون خبر دادن از تو ممکن نیست

من حیران بی خبر چکنم

9

گرچه جان موج می زند از تو

چون زبان نیست کارگر چکنم

10

چون ز کاهی بسی ضعیف ترم

دست با کوه در کمر چکنم

11

گر کنم صد هزار قرن سجود

هیچ باشد من این قدر چکنم

12

گفته بودی که خشک و تر در باز

با لب خشک و چشم تر چکنم

13

آتش دل به است بی تو مرا

بی تو با آب بر جگر چکنم

14

گفتیم بال و پر زن از طلبم

چون ز هم ریخت بال و پر چکنم

15

چون مسافر تویی و من هیچم

من هیچ آخر این سفر چکنم

16

چون تو جوینده خودی بر من

من سرگشته پا و سر چکنم

17

چون درونی تو و برون کس نیست

من چو حلقه برون در چکنم

18

در درون کش مرا و محرم کن

تا تو باشی همه دگر چکنم

19

محو شد درغم تو فرد فرید

فرد باید مرا حشر چکنم

متن شعر کپی شد.