کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۷۷ - محلم نیست که خورشید جمالت بینم...

1

محلم نیست که خورشید جمالت بینم

بو که باری اثر عکس خیالت بینم

2

کاشکی خاک رهت سرمه چشمم بودی

که ندانم که دمی گرد وصالت بینم

3

صد هزاران دل کامل شده در کوی امید

خاک بوس در و درگاه جلالت بینم

4

همچو پروانه پر و بال زنم در غم تو

گر شبی پرتو آن شمع جمالت بینم

5

جگرم خون شد از اندیشه آن تا پس ازین

جان و دل خون شود و من به چه حالت بینم

6

تو مرا دم به دم اندر غم خود می بینی

من زهی دولت اگر سال به سالت بینم

7

خاک پای تو شدم خون دلم پاک مریز

نی بخور خون دل من که حلالت بینم

8

گر دهد شرح غمت خاطر عطار بسی

نشوم هیچ ملول و نه ملالت بینم

متن شعر کپی شد.