کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۸۲ - ای برده به زلف کفر و دینم...

1

ای برده به زلف کفر و دینم

وز غمزه نشسته در کمینم

2

سرگشته و سوکوار از آنم

شوریده و خسته دل ازینم

3

تا دایره وار کرد زلفت

بر نقطه خون نگر چنینم

4

از بس که زنم دو دست بر سر

آید به فغان دو آستینم

5

گه دست گشاده به آسمانم

گه روی نهاده بر زمینم

6

با این همه جور کز تو دارم

بی نور رخت جهان نبینم

7

بر باد مده مرا که ناگه

در تو رسد آه آتشینم

8

عطار شدم ز بوی زلفت

ای زلف تو مشک راستینم

متن شعر کپی شد.