کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۸۴ - هر شبی وقت سحر در کوی جانان می روم...

1

هر شبی وقت سحر در کوی جانان می روم

چون ز خود نامحرمم از خویش پنهان می روم

2

چون حجابی مشکل آمد عقل و جان در راه او

لاجرم در کوی او بی عقل و بی جان می روم

3

همچو لیلی مستمندم در فراقش روز و شب

همچو مجنون گرد عالم دوست جویان می روم

4

هر سحر عنبر فشاند زلف عنبر بار او

من بدان آموختم وقت سحر زان می روم

5

تا بدیدم زلف چون چوگان او بر روی ماه

در خم چوگان او چون گوی گردان می روم

6

ماه رویا در من مسکین نگر کز عشق تو

با دلی پر خون به زیر خاک حیران می روم

7

ذره ذره زان شدم تا پیش خورشید رخش

همچو ذره بی سر و تن پای کوبان می روم

8

چون بیابانی نهد هر ساعتی در پیش من

من چنین شوریده دل سر در بیابان می روم

9

تا کی ای عطار از ننگ وجود تو مرا

کین زمان از ننگ تو با خاک یکسان می روم

متن شعر کپی شد.