غزل · عطار
غزل شماره ۵۹۱ - در چه طلسم است که ما مانده ایم...
1
در چه طلسم است که ما مانده ایم
با تو به هم وز تو جدا مانده ایم
2
نی که تویی جمله و ما هیچ نه
مانده تویی ما ز کجا مانده ایم
3
از همه معنی چو تویی هرچه هست
پس به چه معنی من و ما مانده ایم
4
رشته چو یکتاست در اصلی که هست
پس ز برای چه دوتا مانده ایم
5
چون تو سزاوار وجودی و بس
ما نه به حق نه به سزا مانده ایم
6
چون همه تو ما همه هیچ آمدیم
ای همه تو هیچ چرا مانده ایم
7
چون همه نه با تو و نه بی توییم
نه به بقا نه به فنا مانده ایم
8
در خم چوگان سر زلف تو
گوی صفت بی سر و پا مانده ایم
9
پاک کن از ما دل ما زانکه ما
سوخته خوف و رجا مانده ایم
10
ما چو فریدیم نه نیک و نه بد
کز دو جهان فرد تو را مانده ایم