غزل · عطار
غزل شماره ۶۰۹ - ما ننگ وجود روزگاریم...
1
ما ننگ وجود روزگاریم
عمری به نفاق می گذاریم
2
محنت زدگان پر غروریم
شوریده دلان بیقراریم
3
در مصطبه عور پاکبازیم
در میکده رند درد خواریم
4
جان باختگان راه عشقیم
دلسوختگان سوکواریم
5
ناخورده دمی شراب ایمان
از ظلمت کفر در خماریم
6
ایمان چه که با دلی پر از بت
قولی به زبان همی برآریم
7
ما مومن ظاهریم لیکن
زنار به زیر خرقه داریم
8
بویی به مشام ما رسیده است
دیر است که ما در انتظاریم
9
نه یار جمال می نماید
نه در خور دستگاه یاریم
10
نه پرده ز پیش ما برافتد
نه در پس پرده مرد کاریم
11
دردی که شمار کرد عطار
تا روز شمار در شماریم