کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۱۱ - چون زلف تاب دهد آن ترک لشکریم...

1

چون زلف تاب دهد آن ترک لشکریم

هندوی خویش کند هر دم به دلبریم

2

چون زلف کافر او آهنگ دین کندم

در حال بند کند در دام کافریم

3

مویی اگر همه خلق در من نگه نکنند

مویی تمام بود زان زلف عنبریم

4

ای ساقی از می عشق دلقم بشو و بیا

چون دلق زرق من است چند از سیه گریم

5

تا کی ز رد و قبول دردی بیار که من

مست ملامتیم رند قلندریم

6

تا کی ز روی و ریا بت ساختن ز هوا

زین پس به بتکده ها مرد مقامریم

7

گر دی به صومعه در، مرد خلیل بدم

امروز پیش مغان چون گبر آزریم

8

گرچه به صورت تن، از مومنان رهم

لیکن ز روی یقین گبرم چو بنگریم

9

عطار تا که نهاد در راه فقر قدم

کرد آن حقیقت فقر از جان و دل بریم

متن شعر کپی شد.