کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۱۴ - ای صدف لعل تو حقه در یتیم...

1

ای صدف لعل تو حقه در یتیم

عارض تو بی قلم خط زده بر لوح سیم

2

روح دهن مانده باز در سر زلفت مدام

عقل میان بسته چست بر سر کویت مقیم

3

در یتیم توام تا که درآمد به چشم

چشمه چشمم بماند غرقه در یتیم

4

زین سر زلفت که هست مملکت جم توراست

زانکه سر زلف توست بر صفت جیم و میم

5

چون سر زلف تو را باد پریشان کند

جیم در افتد به میم، میم درافتد به جیم

6

تیره گلیم توام رشته صبرم متاب

چند زنی بیش ازین طبل به زیر گلیم

7

برد لب لعل تو از بر عطار دل

تا دل عطار ماند چون لب تو از دو نیم

متن شعر کپی شد.