کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۳۴ - قصد کرد از سرکشی یارم به جان...

1

قصد کرد از سرکشی یارم به جان

قصد او را من خریدارم به جان

2

گر بسوزد همچو شمعم عشق او

راز عشقش را نگه دارم به جان

3

عشق او دل خواهد و زین چاره نیست

دل بدادم چون گرفتارم به جان

4

ماه رویا جان من در حکم توست

جان ببر چند آوری کارم به جان

5

نی چو عشقم هست جانم گو مباش

من ز جان خویش بیزارم به جان

6

جانم از شادی نگنجد در جهان

گر دهی ای ماه زنهارم به جان

7

گر بسوزی بند بندم از جفا

من وفای تو به جان دارم به جان

8

هرچه فرمایی وگر جان خواهیم

پیشباز آیم به جای آرم به جان

9

چون دل عطار از زاری بسوخت

کم طلب زین بیش آزارم به جان

متن شعر کپی شد.