غزل · عطار
غزل شماره ۶۵۱ - آتشی در جمله آفاق زن...
1
آتشی در جمله آفاق زن
نوبت حسن علی الاطلاق زن
2
ماه اگر در طاق گردون جفته زد
نیست بر حق تو به استحقاق زن
3
پرده عشاق زلف رهزنت
در نواز و بانگ بر آفاق زن
4
پرده عشاق راهی خوش بود
راه ما در پرده عشاق زن
5
آتش شوق توام بی هوش کرد
آب بر روی من مشتاق زن
6
بسته میثاق وصلت عمر رفت
چاره ای کن راه آن میثاق زن
7
زرق در عشق تو کفر منکر است
تیغ غمزه بر سر زراق زن
8
کشت زهر هجر تو عطار را
وقت اگر آمد دم از تریاق زن