کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۸۶ - ای غذای جان مستم نام تو...

1

ای غذای جان مستم نام تو

چشم عقلم روشن از انعام تو

2

عقل من دیوانه جانم مست شد

تا چشیدم جرعه ای از جام تو

3

شش جهت از روی من شد همچو زر

تا بدیدم سیم هفت اندام تو

4

حلقه زلف توام دامی نهاد

تا به حلق آویختم در دام تو

5

دشنه چشمت اگر خونم بریخت

جان من آسوده از دشنام تو

6

گفته بودی کز توام بگرفت دل

جان بده تا خط کشم در نام تو

7

منتظر بنشسته ام تا در رسد

از پی جان خواستن پیغام تو

8

وعده دادی بوسه ای و تن زدی

تا شدم بی صبر و بی آرام تو

9

وام داری بوسه ای و از تو من

بیشتر دل بسته ام در وام تو

10

وام نگذاری و گویی بکشمت

از تقاضاهای بی هنگام تو

11

بوسه در کامت نگه دار و مده

گر بدین بر خواهد آمد کام تو

12

کی چو شمعی سوختی عطار دل

گر نبودی همچو شمعی خام تو

متن شعر کپی شد.