غزل · عطار
غزل شماره ۶۸۸ - ای غنچه غلام خنده تو...
1
ای غنچه غلام خنده تو
سرو آزاد بنده تو
2
افتاد سر هزار سرکش
از طره سر فکنده تو
3
گلهای بهار نیم مرده
از نرگس نیم زنده تو
4
خورشید گرفته لوح از سر
بر سر چو قلم دونده تو
5
من کشته و غم کشنده من
تو دلکش و دل کشنده تو
6
زان است شفق که طوطی چرخ
در خون گردد ز خنده تو
7
چون سایه در آفتاب نرسد
کی در تو رسد رونده تو
8
عطار به هر پری که پرد
دانی که بود پرنده تو