کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۹۱ - ای دل مبتلای من شیفته هوای تو...

1

ای دل مبتلای من شیفته هوای تو

دیده دلم بسی بلا آن همه از برای تو

2

رای مرا به یک زمان جمله برای خود مران

چون ز برای خود کنم چند کشم بلای تو

3

نی ز برای تو به جان بار بلای تو کشم

عشق تو و بلای جان، جان من و وفای تو

4

باد جهان بی وفا دشمن من ز جان و دل

گر نکنم ز دوستی از دل و جان هوای تو

5

پرده ز روی برفکن زانکه بماند تا ابد

جمله جان عاشقان مست می لقای تو

6

جان و دلی است بنده را بر تو فشانم اینکه هست

نی که محقری است خود کی بود این سزای تو

7

چشم من از گریستن تیره شدی اگر مرا

گاه و به گاه نیستی سرمه ز خاک پای تو

8

گر ببری به دلبری از سر زلف جان من

زنده شوم به یک نفس از لب جانفزای تو

9

هست ز مال این جهان نقد فرید نیم جان

می نپذیری این ازو پس چه کند برای تو

متن شعر کپی شد.