کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۰۸ - ای آتش سودای تو دود از جهان انگیخته...

1

ای آتش سودای تو دود از جهان انگیخته

صد سیل خونین عشق تو از چشم جان انگیخته

2

ای کار دل ناساخته ناگاه بر دل تاخته

برقع ز روی انداخته وز دل فغان انگیخته

3

تو همچو مست سرکشی افکنده در جان مفرشی

سلطان عشقت آتشی اندر جهان انگیخته

4

گه دام زلف انداخته گه تیغ مژگان آخته

صد حیله زین بر ساخته صد فتنه زان انگیخته

5

اندیشه تو هر نفس بگرفته دل را پیش و پس

بس مرغ جان را زین هوس از آشیان انگیخته

6

عطار اندر ذکر خود وز نکته های بکر خود

گرد سمند فکر خود، از آسمان انگیخته

متن شعر کپی شد.