کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۱۱ - ای ذره ای از نور تو بر عرش اعظم تافته...

1

ای ذره ای از نور تو بر عرش اعظم تافته

از عرش اعظم در گذر بر هر دو عالم تافته

2

آن ذره ذریت شده خورشید خاصیت شده

سر تا قدم نیت شده بر جان آدم تافته

3

اولاد پیدا آمده خلقی به صحرا آمده

پس بی محابا آمده بر بیش و بر کم تافته

4

یک موی تو در صبحدم بر گاو و آهو زد رقم

مشک است یا عنبر بهم موی تو بر هم تافته

5

بر عاشقان روی تو بر ساکنان کوی تو

در پرتو یک موی تو کاری است معظم تافته

6

عکس رخت از نه فلک بگذشته تا پشت سمک

بی واسطه بر یک به یک نوری مسلم تافته

7

گه جان پر اسرار را کرده فدا دیدار را

گاهی دل عطار را عشقت به یک دم تافته

متن شعر کپی شد.