کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۱۸ - ای اشتیاق رویت از چشم خواب برده...

1

ای اشتیاق رویت از چشم خواب برده

یک برق عشق جسته صد سد آب برده

2

بر نطع کامرانی نور رخت به یک دم

دست هزار عذرا از آفتاب برده

3

چندین هزار عاشق بر روی تو درین ره

در خاک و خون فتاده سر در نقاب برده

4

ای در غرور دل را داده شراب غفلت

پس دل بده که او را مست خراب برده

5

شرمت همی نیامد کاندر چنین مقامی

مردان به سر دویده تو سر به خواب برده

6

عطار را درین ره اندر حجاب ره نیست

گرچه دلی است او را پی با حجاب برده

متن شعر کپی شد.