کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۳۷ - ای راه تو بحر بی کرانه...

1

ای راه تو بحر بی کرانه

عشق تو ندیم جاودانه

2

از عشق تو صد هزار آتش

در سینه همی زند زبانه

3

گر بنماید زبانه ای روی

برهم سوزد همه زمانه

4

دو کون به هیچ باز آمد

زین گونه که عشق کرد خانه

5

مرغ دل ما ز عشق تو ساخت

بیرون دو کون آشیانه

6

مرغی که چنین شگرف افتاد

خون می گرید ز شوق دانه

7

گفتم دل پر غم من آخر

گردد به وصال شادمانه

8

در عشق تو چون قدم توان زد

پیش قدمی صد آستانه

9

فی الجمله چه گویم و چه جویم

جمله تویی و دگر بهانه

10

مقصود تویی و جز تو هیچ است

این است سخن دگر فسانه

11

عطار چو بی نشان شد از تو

او را بنشان ازین نشانه

متن شعر کپی شد.