کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۳۹ - دوش وقت صبح چون دل داده ای...

1

دوش وقت صبح چون دل داده ای

پیشم آمد مست ترسازاده ای

2

بی دل و دینی سر از خط برده ای

بی سر و پایی ز دست افتاده ای

3

چون مرا از خواب خوش بیدار کرد

گفت هین برخیز و بستان باده ای

4

من ز ترسازاده چون می بستدم

گشتم از می بستدن دل داده ای

5

چون شراب عشق در دل کار کرد

دل شد از کار جهان چون ساده ای

6

در زمان زنار بستم بر میان

در صف مردان شدم آزاده ای

7

نیست اکنون در خرابات مغان

پیش او چون من به سر استاده ای

8

نیست چون عطار در دریای عشق

در ز چشم درفشان بگشاده ای

متن شعر کپی شد.