غزل · عطار
غزل شماره ۷۴۱ - مورچه قیرفام بر قمر آورده ای...
1
مورچه قیرفام بر قمر آورده ای
هندوی طوطی طعام بر شکر آورده ای
2
سر نبرم از غمت زانکه تو از سرکشی
با سر زلفین خویش سر به سر آورده ای
3
بی سر و پای توام گرچه به جان خواستن
ای دل و جان رهی دردسر آورده ای
4
جان و دلم سوخته است از طمع خام تو
تا تو مرا باز خود از چه برآورده ای
5
زلف چو زنجیر تو حلقه به گوشم بکرد
حلقه زنجیر خود چون به درآورده ای
6
پشت کمان شدم قدم تا تو به تیر مژه
جان و دلم چون هدف در نظر آورده ای
7
خاطر عطار ریخت گوهر معنی به نطق
تا تو کنارش ز چشم پر گهر آورده ای