کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۹۹ - ای در میان جانم وز جان من نهانی...

1

ای در میان جانم وز جان من نهانی

از جان نهان چرایی چون در میان جانی

2

هرگز دلم نیارد یاد از جهان و از جان

زیرا که تو دلم را هم جان و هم جهانی

3

چون شمع در غم تو می سوزم و تو فارغ

در من نگه کن آخر ای جان و زندگانی

4

با چون تو کس چو من خس هرگز چه سنجد آخر

از هیچ هیچ ناید ای جمله تو تو دانی

5

در خویش مانده ام من جان می دهم به خواهش

تا بو که یک زمانم از خود مرا ستانی

6

گفتی ز خود فنا شو تا محرم من آیی

بندی است سخت محکم این هم تو می توانی

7

عطار را ز عالم گم شد نشان به کلی

تا چند جویم آخر از بی نشان نشانی

متن شعر کپی شد.