غزل · عطار
غزل شماره ۸۲۲ - گه به دندان در عدن شکنی...
1
گه به دندان در عدن شکنی
گه به مژگان صف ختن شکنی
2
گه لب همچو لاله بگشایی
روز بازار یاسمن شکنی
3
گه رخ همچو ماه بنمایی
رونق برگ نسترن شکنی
4
هر گلی را که زینت چمن است
ز سر طعنه در چمن شکنی
5
دل ربایی عالم جان را
طره مشک بر سمن شکنی
6
زلف برهم زنی و توبه ما
همه زان زلف پر شکن شکنی
7
پشت گرمی ز تیر غمزه از آنک
همه در روی و جان من شکنی
8
قصه جادوان رهزن را
زان دو جادوی راهزن شکنی
9
گر نسازی ز ناز با عطار
قیمت او و خویشتن شکنی