کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایت طوطی

1

طوطی آمد با دهان پر شکر

در لباس فستقی با طوق زر

2

پشه گشته با شه ای از فر او

هر کجا سرسبزیی از پر او

3

در سخن گفتن شکر ریز آمده

در شکر خوردن پگه خیزآمده

4

گفت هر سنگین دل و هر هیچ کس

چون منی را آهنین سازد قفس

5

من در این زندان آهن مانده باز

ز آرزوی آب خضرم در گداز

6

خضر مرغانم از آنم سبزپوش

بوک دانم کردن آب خضرنوش

7

من نیارم در بر سیمرغ تاب

بس بود از چشمه خضرم یک آب

8

سر نهم در راه چون سوداییی

می روم هر جای چون هر جاییی

9

چون نشان یابم ز آب زندگی

سلطنت دستم دهد در بندگی

10

هدهدش گفت ای ز دولت بی نشان

مرد نبود هرک نبود جان فشان

11

جان ز بهر این بکار آید ترا

تا دمی درخورد یار آید ترا

12

آب حیوان خواهی و جان دوستی

رو که تو مغزی نداری پوستی

13

جان چه خواهی کرد، بر جانان فشان

در ره جانان چو مردان جان فشان

متن شعر کپی شد.